مشق صبر در شب های غربت
دکتر علی حقیقی اصل استاد دانشگاه سمنان است. ایشان در کارنامه پرافتخار زندگی خود سابقه اسارت و آزادگی در دوران دفاع مقدس را دارد. در ادامه، خاطره کوتاهی از دوران اسارت ایشان را که در کتاب گنج بی پایان منتنشر شده است، می خوانیم.
نوشتن و گفتن خاطرههای دفاع مقدّس حسنه و صدقه است. این کسانی که این کارها را میکنند، چه کار نگارش و ادبیّات و چه کار فیلم و سینما، بدانند این کاری که انجام میدهند یک حسنه و یک انفاق بزرگ معنوی است. رزق این ملّت را شما دارید به آنها میرسانید.
از بیانات رهبر شهید ایران، حضرت آیت الله سیدعلی خامنه ای در مراسم شب خاطره دفاع مقدّس 1369.03.03
احساس شهادت!
هوا شدیداً گرم بود. هیچ خبری از آب و غذا نبود. از روز قبل آب نخورده بودیم؛ به همین دلیل تشنگی بیداد میکرد. برخی از افرادی که با ما بودند، در اثر تشنگی شهید شدند. ما با چشم خودمان شهادت آنها را دیدیم و معنی «شهید» را از نزدیک احساس و لمس کردیم. با خودمان مدام میگفتیم الآن دیگر نوبت ما خواهد رسید. وقتی آدم با چنین شرایط سختی مواجه شود، باید هر لحظه منتظر شهادت باشد. اتاقی که درآنجا همة ما را جمع کرده بودند، بسیار کوچک بود. بیش از 150 نفر در یک فضای بسیار کوچک با یک پنجره به بیرون، بهصورت فشرده در کنار هم بودیم. شب شد. از پنجرة کوچک این اتاق، گاه نسیمی به داخل اتاق میوزید. صبح در را باز کردند و چند نفر را بیرون بردند. تعدادی از این بچّهها زخمی بودند. فکر کنید وقتی یک آدم عادی تشنه باشد، چقدر بیتاب میشود، حال این تشنگی برای کسی که زخمی شده و خون زیادی از او رفته است، چقدر شدید و طاقتفرسا خواهد بود! برخی از این بچّهها شهید شدند. من امیدوارم دستکم، پیکر این عزیزان به کشور بازگشته باشد. واقعاً غم سنگینی در دل ما بود.
دکتر علی حقیقی اصل اکنون استادتمام دانشکدة مهندسی شیمی هستند. بیش از یکصد مقاله داخلی و بین المللی و کنفرانسی، چندین کتاب به زبان های فارسی و انگلیسی و چندین ثبت اختراع دارند و تعداد زیادی دانشجوی دکتری با راهنمایی ایشان فارغالتّحصیل شدهاند. هر جا که دانشگاه و جامعه نیاز به همفکری و کمک ایشان داشته باشد، بدون کوچکترین چشمداشتی همچون یک سرباز، در خدمت جامعه و دانشگاه هستند.
نظر دهید